کلاشینکوف

کِلاشنیکُف (به‌طور خلاصه: کلاش) که به اشتباه کلاشینکُف گفته می‌شود (به روسی: калашников، آوانگاری: kalashnikov) خانواده‌ای از تفنگ‌های تهاجمی با «آتش تحت اختیار» است. این سلاح که با فشنگ‌های کالیبر ۳۹×۷٫۶۲ تغذیه می‌شود با فشار غیر مستقیم گاز باروت مسلح شده و دارای برگه ناظم آتش سه وضعیتی است که سلاح را به ترتیب به سه حالت ضامن، رگبار و تک تیر درمی‌آورد.AK مخفف آفتامات کِلاشنیکُف (به روسی: Автомат Калашникова، آوانگاری: Avtomat Kalashnikov) است. آفتامات در زبان روسی به معنای اسلحه خودکار می‌باشد و عدد ۴۷ نیز اشاره به سال ۱۹۴۷ است که اسلحه مزبور به وفور در خط تولید قرار گرفت. نام این سلاح برگرفته از نام طراح آن میخائیل تیمافییویچ کالاشنیکُف است. کِلاشنیکُف با الهام از تفنگ آلمانی اس‌تی‌جی-۴۴ طراحی شد.[۱]

کلاشنیکف
AK-47 type II Part DM-ST-89-01131.jpg

کلاشنیکف AK-47

نوعتفنگ تهاجمی
خاستگاه اتحاد جماهیر شوروی
تاریخچه خدمت
خدمت۱۹۴۹ تاکنون
استفاده شده توسطاتحاد سوسیالیستی شوروی سابق در سال ۱۹۵۱ -آلمان، بلغارستان، ترکیه، چین، رومانی، سوریه، کره شمالی، لهستان و ایران و ده‌ها کشور دیگر
جنگ‌هابیشتر جنگ‌های دنیا
تاریخچه تولید
طراحمیخائیل کلاشنیکف
تاریخ طراحیدرزمان جنگ جهانی دوم توسط میخاییل تیمافییویچ کالاشنیکُف طراحی و پس از چند سال و چندین مرحله آزمایش و خطا و تغییر طراحی، توسط آکادمی تسلیحات شوروی تأیید شد و سپس در کارخانه ایژماش شهر ایژوسک واقع در جمهوری اودمورتیا به تولید انبوه رسید.
سازندهایژماش
قیمت واحدakm 500$
تاریخ تولید۱۹۴۷
تعداد ساخته شدهحدود صد میلیون قبضه
مدل‌های مختلفAK47, AK47 (SAR1، AK47S, AKM, AK74U, AK74, AK74S, AKS-74N, AK101, AK102, AK103, AK104, AK105, AK107, AK108, MODEL OF SSR-85B, NORINCO AK47, AKSN , AK-12
ویژگی‌ها
وزنآکا-ام: ۳٬۱ ک‌گ
تایپ ۵۶: ۴٬۰۳ ک‌گ
طولآکا-۴۷: ۸۸ سانتی‌متر (با قنداق چوبی)
سرنشینانپوکه= ۳۹ میلی‌متر
نوع دستهتپانچه ای چوبی یا پلیمری

تولید انبوه AK-47 از سال ۱۹۴۷ در اتحاد جماهیر شوروی آغاز شد و با توجه به سهولت استفاده و نگهداری، قدرت بالا، هزینه اندک تولید و دوام بالا به محبوب‌ترین اسلحه مابین اسلحه‌های تهاجمی در دنیا تبدیل شد. سلاح‌های (تولید شده در سال ۱۹۵۹ میلادی)، AK-74 با کالیبر پایین‌تر ۵٬۴۵ میلی‌متری (تولید در سال ۱۹۷۴ میلادی) و Type-56 مدل تولید چین AK-47 از مشهورترین انواع کالاشنیکف هستند. از زمان آغاز تولید این سلاح تاکنون بیش از ۲۰۰ میلیون قبضه کلاشنیکف در شوروی و کشورهای دیگر ساخته شده‌است. بنابر آمار، مسلسل کلاشنیکُف طی ۵۰ سال گذشته بیش از بقیه انواع مسلسل‌ها، چه در دست انقلابیون و چه توسط نیروهای نظامی و امنیتی، برای کشتار به‌کار رفته‌است. سازنده این اسلحه میخائیل کلاشنیکف گفته که هر وقت می‌بینم اسلحه ای که برای دفاع از کشورم دست گروه‌های تروریستی است از خود می‌پرسم چه شد که این اتفاق افتاد؟[۲] از حدود ۵۰۰ میلیون تفنگ در جهان، در سال ۲۰۰۴، حدود ۱۰۰ میلیون آنها از خانوادهٔ کلاشنیکف بودند.[۳]

-۴۷ که از فشنگ ۳۹×۷٫۶۲ استفاده می‌کند که توسط میخائیل کالاشنیکف در جریان جنگ جهانی دوم با الهام از اولین تفنگ تهاجمی جهان یعنی اس‌تی‌جی-۴۴ طراحی شد.[۱][۴] در سال‌های بعد تغییرات زیادی بر روی این سلاح صورت گرفت و در دهه ۱۹۶۰ آکاام (کالاشنیکف مدرن) و در سال ۱۹۷۴ آکا-۷۴ که کالیبر آن به ۵٫۴۵ کاهش پیدا کرده و از فشنگ ۳۹×۵٫۴۵ استفاده می‌کند، در ارتش شوروی جایگزین آن شد. از سال ۱۹۹۱ آکا-۷۴ام سلاح سازمانی امروزین روسیه انتخاب شده و از دهه ۱۹۹۰ ساخت سری آکا-۱۰۱ این اسلحه که از کالیبرهای دیگر استفاده می‌کند آغاز شد.

انواع

این تفنگ خشاب‌های۵، ۱۰، ۲۰ ۳۰، ۴۰، ۶۰، ۷۵ و ۱۰۰ فشنگی دارد و با روش غیرمستقیم و با فشار گاز ناشی از انفجار باروت مسلح می‌شود و با هوا نیز خنک می‌شود، سیستم قفل گلنگدن آن از نوع چرخشی است. این سلاح با دو نوع قنداق ساخته می‌شود که تاشو بر دو نوع اصلی ویک نوع فرعی (منظور از فرعی این است که تازه به بازار عرضه گردیده‌است) ساخته شده‌است. نوع اول قنداق‌های تاشو، تاشو از زیر نام دارد دوم تاشو از بغل و سوم (که تازه‌وارد بازار شده) تلسکوپی نامدارد که در همان مکان به جلو و عقب می‌رود. نوع تاشو آن به سبب اشغال فضای کمتر و حمل آسان‌تر مورد توجه‌است و به سبب کوچکی و سبکی نسبی در جنگ‌های چریکی (پارتیزانی) کارایی دارد.[۵] کالیبر اصلی آن ۷٫۶۲ میلی‌متر است؛ ولی در کالیبرهای دیگر نیز ساخته شده‌است. بدنه آن از فولاد نرم ساخته شده و دیگر بخش‌ها پرس‌کاری شده‌است.

بُرد

ستون مدرج ان از ۱تا۸ و ۱تا۱۰ است که هر عدد ضریب ۱۰۰ متر است. برد مؤثر آن ۳۰۰ تا ۴۰۰ متر و برد مفید آن ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ متر است. حداکثر برد آن ۲۰۰۰متر است.برد مؤثر مسافتی است که مرمی بر علیه اهداف مؤثر بوده و آسیب جدی میرساند و برد مفید مسافتی است که به وسیله سلاح قابل نشانه گیری است.برد نهایی یا حداکثر برد مسافتی است که مرمی میتواند طی کند.برای اندازه گیری برد نهایی سلاح در زاویه ۴۵ درجه یک فشنگ شلیک میکند.سرانجام مرمی بر اثر کاهش انرژی و سرعت و تحت تاثیر نیروی گرانش زمین به زمین می افتد که به آن مسافت برد نهایی می گویند.

ابعاد

با قنداق چوبی ثابت:

۸۸۰ میلی‌متر (۳۵ اینچ)

با قنداق تاشو بزرگ: ۸۷۵ میلی‌متر (۳۴٫۴ اینچ)

با قنداق تا شده: ۶۴۵ میلی‌متر (۲۵٫۴ اینچ)

به‌کارگیری

دختری مسلح در اتیوپی

در دوران جنگ سرد بسیاری از کشورهای جهان به ویژه بلوک شرق این سلاح را به کار گرفتند. در سال ۱۹۵۱ رسماً وارد ارتش روسیه گردید. سال ۱۹۵۹ ساخت نوع AKM (آفتامات کالاشنیکف مدرن) آغاز شد که برخلاف مدل آکا-۴۷ بدنه این سلاح ورقه پرسکاری است و در بخش‌های دیگر تغییراتی نیز داده شده‌است. کشورهای گوناگونی (بیشتر از بلوک شرق) و از جمله جمهوری اسلامی ایران این سلاح را در انواع گوناگون ساخته‌اند و هم‌اکنون این سلاح در سازمان رزم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران قرار دارد.

طرح مسلسل کالاشنیکف بر روی پرچم

هلال احمر۲

دولت ایران در سال ۱۳۰۱ جمعیت ملی خود را تأسیس کرد، ولی به جای استفاده از نشان صلیب سرخ یا هلال‌احمر علامت شیر و خورشید سرخ را به عنوان نشان جمعیت خود انتخاب کرد. علامت شیر و خورشید در کنفرانس ژنو در سال ۱۹۲۹ به عنوان نشان سوم مورد حمایت بین‌المللی، به تصویب رسید. از آن پس ۳ نشان صلیب سرخ، هلال‌احمر و شیر و خورشید سرخ به عنوان نشانه‌های رسمی و بین‌المللی شناخته شدند و نهایتاً در متن کنوانسیون‌های چهارگانه ژنو مصوب ۱۹۴۹ به عنوان نشان‌های ۳ گانهٔ بین‌المللی که تحت حمایت حقوق بین‌الملل بشردوستانه قرار دارد به تصویب رسید.[۷]

  • نشانواره هلال احمر

پس از انقلاب ۱۳۵۷ و در سال ۱۳۵۹، دولت ایران با ارسال نامه‌ای به دولت سوئیس به عنوان امین و نگاهدارنده قراردادهای چهارگانه ژنو، اعلام کرد که استفاده از شیر و خورشید سرخ را به حالت تعلیق درآورده و به جای آن از نشان هلال‌احمر استفاده خواهد کرد.

ارکان ساختاری

جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران دارای چندین سازمان زیرمجموعه می‌باشد:

  • ستاد جمعیت هلال احمر
  • حوزه نمایندگی ولی فقیه در جمعیت هلال احمر
  • حوزه دبیرکل جمعیت هلال احمر
  • سازمان امداد و نجات
  • سازمان جوانان
  • سازمان داوطلبان
  • سازمان تدارکات پزشکی
  • معاونت بهداشت، درمان و توانبخشی[۸]
  • هیئت پزشکی حج
  • مؤسسه آموزش عالی هلال ایران
  • شرکت سرمایه‌گذاری هلال
  • شرکت نساجی هلال
  • روزنامه شهروند
  • جمعیت‌های هلال احمر استانی

رؤسای سازمان

مدیرعامل‌ها، رؤسا و سرپرست‌های موقت جمعیت عبارتند از:[۹]

هلال احمر

جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران یک سازمان غیردولتی ایرانی و عضوی از نهضت بین‌المللی صلیب سرخ و هلال احمر است و در داخل کشور ایران و در برخی موارد در دیگر مناطق جهان به فعالیت‌های امدادی و بشردوستانه فعالیت دارد. هلال‌احمر طبق وظایف بین‌المللی خود (کمیته بین‌المللی صلیب سرخ) باید در مواقع بروز بحران‌هایی نظیر سیل، زلزله و جنگ و غیره در داخل و خارج مرزها به امدادرسانی و خروج مصدومان و قربانیان این حوادث کمک کند. شماره تلفن امداد و نجات هلال احمر۱۱۲ می‌باشد.[۳][۴] هلال احمر جمهوری اسلامی ایران دارای سازمان‌های زیرشاخه متعددی است که طیف گسترده‌ای از خدمات پزشکی، بهداشتی، آموزشی و امدادی را در بر می‌گیرند.

جمعیت هلال احمر
جمهوری اسلامی ایران
Iranian Red Crescent logo.svg
نام پیشینجمعیت شیر و خورشید سرخ ایران
بنیان‌گذاری۱۳۰۱
گونهسازمان ناسودبر، سازمان مردم‌نهاد
هدفبشردوستانه
ستادتهران

محدودهٔ فعالیت

ایران، خاورمیانه، آفریقا

رئیس

پیرحسین کولیوند[۱]
وبگاه

http://rcs.ir/

نام پیشین

جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران

جنگ بیولوژیک

جنگ زیستی، بیولوژیک یا میکروبی (به انگلیسی: Biological warfare) به مفهوم استفادهٔ هدف‌مند از عوامل بیولوژیک، اعم از باکتری‌ها، ویروس‌ها، تک‌یاخته‌ها، قارچ‌ها، حشرات و انگل‌ها یا فراورده‌های آن‌ها مانند توکسین‌ها به منظور کشتن یا ناتوان کردن انسان‌ها، جانوران یا گیاهان است. تا کنون حدود ۱۲۰۰ عامل زیستی که بالقوه می‌توانند به عنوان جنگ‌افزار زیستی استفاده شوند مورد مطالعه قرار گرفته‌اند. بسیاری از آن‌ها در محیط زیست طبیعی که آب، خاک و جانوران حضور دارند به فراوانی یافت می‌شوند. دامنه عوارض این عوامل از آلرژی‌های خفیف تا مرگ را فرا می‌گیرد. دستکاری ژنتیکی می‌تواند میزان کشندگی یا ناتوان‌سازی این عوامل را بیشتر و درمان آن‌ها را سخت‌تر و پیشگیری از آن‌ها را غیرممکن سازد.[۱]

کنوانسیون بین‌المللی منع جنگ‌افزارهای شیمیایی مصوب سال ۱۹۷۲ هر گونه تولید و انبار جنگ‌افزارهای بیولوژیک را ممنوع کرده و ۱۷۱ کشور تا فوریه سال ۲۰۱۵ این کنوانسیون را پذیرفته و امضا کرده‌اند.[۲] استفاده از جنگ‌افزارهای بیولوڗیک بر اساس معاهدات حقوق بین‌الملل بشردوستانه، ممنوع بوده و استفاده از این‌گونه جنگ‌افزارها از مصادیق جنایت جنگی به‌شمار می‌آید.[۳][۴]

افزار شناسی قسمت اول

سِلاح یا جَنگ‌اَفزار، وسیله‌ای است که برای کشتار و تخریب به‌کار می‌رود. از برخی سلاح‌ها برای کاربردهای غیرنظامی مانند ورزش، تفریح و شکار نیز استفاده می‌شود. اسلحه برای افزایش تاثیر و دقت در عمل جنگاوری و شکار، اعمال قانون و دفاع شخصی استفاده می شود. در مواردی ممکن است به هر چیزی که باعث برتری در موقیعت‌های استراتژیک، روحی، روانی و اقتصادی و... نسبت به حریف یا دشمن می‌شود، سلاح اطلاق شود.

گونه‌هایی از جنگ‌افزار

دربرخی موارد، چیزهایی مثل چوب، وسیله‌ نقلیه و بطری می‌توانند به عنوان اسلحه کاربرد داشته باشند، اسلحه‌های ساده مثل تبر، چماق و شمشیر از این دست هستند. با پیشرفت صنایع و دستاوردهای بشری سلاح‌هایی با ساختار پیچیده‌تر پا به عرصه وجود گذاشتند.سلاح های گرم، تانک، موشک بالستیک قاره‌پیما، سلاح های بیولوژیک و سلاح های سایبری از جمله ی این دستاورد ها در این عرصه هستند. چیزهایی مانند ویروس‌ که در ماهیت کاربردی به عنوان سلاح ندارند می تواند با دستکاری به عنوان سلاح استفاده شوند.

اشنایی با نیرو های مسلح با فرماندهی کل قوا

فرمانده کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران که به اختصار فرمانده کل قوا نامیده می‌شود عنوانی است که امروزه در نظام جمهوری اسلامی ایران به فرماندهٔ کل نیروهای مسلح این کشور اطلاق می‌شود که از سال ۱۳۵۸ و مطابق با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بر عهدهٔ رهبر جمهوری اسلامی ایران می‌باشد.[۱]

 

فرمانده کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران

Emblem of Iran.svg

Portrait of Ali Khamenei, Nowruz 2018 (crop).jpg

متصدی کنونی

سید علی خامنه‌ای

از ۱۴ خرداد ۱۳۶۸

ستاد فرماندهی کل قوا

لقب

مقام معظم

اقامت‌گاه

بیت رهبری

بنیادگذاری

۱۴ مهر ۱۲۸۶ (۱۱۴ سال پیش)

نخستین دارنده

مظفرالدین‌شاه

جانشین

جانشین فرمانده کل نیروهای مسلح

جانشین فرمانده کل نیروهای مسلح در نیروی انتظامی

طبق اصل ۵۰ متمم قانون اساسی مشروطه، فرماندهی نیروهای مسلح برعهده پادشاه ایران بود. پیش از انقلاب ۱۳۵۷ ایران از آن به عنوان بزرگ‌ارتشتاران یاد می‌شده‌است. بزرگ‌ارتشتاران عنوانی رسمی و نظامی بوده‌است که در دوره پهلوی برای مقام فرماندهی سه نیروی مسلح کشور ایران بکار می‌رفت و دارنده آن محمدرضا پهلوی بود که با وقوع انقلاب اسلامی، از بین رفت.

 

طبق اصل ۱۱۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی، اعلام جنگ و صلح و بسیج نیروها، همچنین نصب و عزل و قبول استعفای رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، فرماندهان کل و فرماندهان عالی ارتش، سپاه و فرماندهی انتظامی از اختیارات رهبری است. فرمانده کل فعلی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران سید علی خامنه‌ای است.

شناسایی عوارض زمین

خانهعناوین مطالبتماس با من

 

وبلاگ گروه آمادگی دفاعی ناحیه یک کرمانشاه

این وبلاگ با هدف اطلاع رسانی به مربیان آمادگی دفاعی ایجاد شده است .

روزانه‌ها

همه

پیوندها

جدیدترین یادداشت‌ها

همه

بایگانی


آمار : 24272 بازدیدPowered by Blogsky

عوارض زمین

 

تعریف : به کلیه پستیها و بلندیهای سطح زمین ، عوارض زمین می گویند.

عوارض زمین به دو دسته (عوارض طبیعی و عوارض مصنوعی ) تقسیم می شود.

 

الف ) عوارض طبیعی : عوارضی است که انسان در بوجود آمدن آن نقشی نداشته و به 4 دسته تقسیم می شوند.

1 – بلندیها ( کوه ، تپه )

2 – گودیها ( دره ، شیار ، گودال )

3 – همواریها ( دشت ، جلگه )

4 – آبها ( اقیانوس ، دریا ، دریاچه ، رودخانه )

ب ) عوارض مصنوعی : عوارضی است که بوسیله انسان بوجود می آید و انسان در بوجود آوردن آن نقش دارد . مانند : خاکریز ، کانال ، سنگر ، پل ، جاده

 

منظور از شناسایی عوارض زمین

1 – حفظ جان خود در رزم .

2 – با استفاده از عوارض زمین خود را به دشمن نزدیک کرده ، او را دستگیر و یا بکشیم.

3 – درک دستورات فرماندهی .

4 – دشمن یا نقاط مورد نظر را به دیگران نشان داده و آنچه را که همرزمان نشان می دهند بخوبی ببینیم و بفهمیم .

تقسیم بندی زمین از لحاظ دید

الف ) زمینهای هموار : زمینی است که دارای میدان دید وسیع و کافی باشد.( دشت ، کویر ، جلگه )

ب ) زمینهای پست و بلند : زمینی است که دارای پستی و بلندی مختلفی باشد.(کوه ، تپه ، ماهور )

ج ) زمینهای مستور یا پوشیده : زمینی است که از روئیدنیهای مختلف پوشیده شده باشد . (جنگل ، نخلستان ، نی زار )

تعاریف و اصطلاحات عوارض زمین

1 – کوه : ارتفاعاتی که بلندی آن از سطح زمینهای اطراف بیش از 600 متر باشد .

2 – تپه : ارتفاعاتی که بلندی آن از سطح زمینهای اطراف کمتر از 600 متر و بشتر از 150 متر باشد .

3 – تپه ماهور : ارتفاعاتی که بلندی آن از سطح زمینهای اطراف کمتر از150 متر باشد که به یکی از آنها تَل یا تُل می گویند .

4 – رشته کوه : به چند کوه بهم پیوسته رشته کوه گویند.

5 – قله : بلندترین نقطه کوه را قله گویند.

6 – خط الرأس جغرافیایی : محل برخورد دو دامنه در بالای کوه که محل تقسیم آب باران است.

7 – خط الرأس نظامی : به اندازه قد یک سرباز با تجهیزات ، پائین تر از خط الرأس جغرافیایی .

8 – خط القعر : محل برخورد دو دامنه در پائین کوه که محل جمع آوری آب باران است.

9 – زاویه بی روح : منطقه ایست که در بُرد یک جنگ افزار یا دیده بان قرار دارد اما به سبب شکل ویژه زمین و یا وجود موانعی از محل مربوطه اجرای تیر مستقیم یا دیده بانی بر روی آن مقدور نمی باشد .

10 – درّه : فضای بین دو کوه را که آب در آن جریان پیدا می کند .

11 – گردنه : از بهم پیوستن دو پشته یا تپه یا دره ایجاد میشود.چون گردنه پائین ترین نقطه خط الرأس است معمولاً راههای کوهستانی از روی آن می گذرد.

12 – شیب و ضد شیب : ( نسبت به محل دشمن مشخص می شود ) به آن قسمت از دامنه کوه که در دید و تیر مستقیم دشمن قرار دارد شیب و به آن قسمت از دامنه کوه که در دید و تیر مستقیم دشمن قرار ندارد ، ضدّ شیب گویند .

13 – حَدّ اختفا : حدی است که نیروهای خودی بتوانند منطقه دشمن را دیده بانی کنند و خود دیده نشوند و 4 حالت دارد.( درازکش ، به زانو ، ایستاده ، وسایل زرهی و خودرو )

14 – جلگه : زمینهای پست و همواری که بلندی قابل توجهی نداشته باشد .

15 – جنگل : زمینهای پست و بلندی را که از انبوه درختان پوشیده شده باشد .

16 – سوک : لبه خارجی محل برخورد دو سطح عمود که خود آن دو سطح بر زمین عمود باشند.

17 – حاشیه یا لبه : حد خارجی عوارض زمین

18 – رودخانه : از بهم پیوستن چند جویبار و نهر ، رودخانه درست میشود .

19 – خلیج : پیشرفتگی زیاد آب در خشکی را خلیج گویند .

20 – خط درخت : خطی است در کوهستان که از آن به بالا درخت وجود ندارد.

21 – باتلاق : زمینی است که از رطوبت اشباع شده و معمولاً رُستنیهایی بر روی آن روئیده و هنگامیکه پا روی آن میگذاریم در آن فرو می رویم .

22 – هُور : زمینهای کاسه ای شکلی که بعلت پائین بودن سطح آن ، آب در آن فروکش نمی کند و عمق آن بین 6 الی 12 متر می باشد .

23 – رَمل : شنهای بسیار نرمی که در تابستان بعلت گرم بودن هوا بوسیله باد جابجا می شوند و دائم در حال تغییر شکل هستند اما در زمستان بعلت سرد بودن هوا ثابت می باشند.(فَکّه،چزّابه)

24 – کرانه نزدیک : ساحلی از رودخانه که در طرف ما ( نیروی خودی ) باشد .

25 – کرانه دور : ساحلی از رودخانه که در طرف دشمن واقع شده باشد .

26 – کرانه چپ و راست : ( کرانه چپ و راست نسبت به جریان آب معیّن می گردد ) بدین ترتیب که اگر در امتداد جریان آب بایستیم ( موافق جریان آب ) سمت راست ما کرانه راست و سمت چپ ما کرانه چپ محسوب میگردد .

 

سلاح کلاشینکف

کِلاشنیکُف (به‌طور خلاصه: کلاش) که به اشتباه کلاشینکُف گفته می‌شود (به روسی: калашников، آوانگاری: kalashnikov) خانواده‌ای از تفنگ‌های تهاجمی با «آتش تحت اختیار» است. این سلاح که با فشنگ‌های کالیبر ۳۹×۷٫۶۲ تغذیه می‌شود با فشار غیر مستقیم گاز باروت مسلح شده و دارای برگه ناظم آتش سه وضعیتی است که سلاح را به ترتیب به سه حالت ضامن، رگبار و تک تیر درمی‌آورد.AK مخفف آفتامات کِلاشنیکُف (به روسی: Автомат Калашникова، آوانگاری: Avtomat Kalashnikov) است. آفتامات در زبان روسی به معنای اسلحه خودکار می‌باشد و عدد ۴۷ نیز اشاره به سال ۱۹۴۷ است که اسلحه مزبور به وفور در خط تولید قرار گرفت. نام این سلاح برگرفته از نام طراح آن میخائیل تیمافییویچ کالاشنیکُف است. کِلاشینکُف با الهام از تفنگ آلمانی اس‌تی‌جی-۴۴ طراحی شد.[۱]

 

کلاشینکف

AK-47 type II Part DM-ST-89-01131.jpg

کلاشنیکف AK-47

نوع

تفنگ تهاجمی

خاستگاه

 اتحاد جماهیر شوروی

تاریخچه خدمت

خدمت

۱۹۴۹ تاکنون

استفاده شده توسط

اتحاد سوسیالیستی شوروی سابق در سال ۱۹۵۱ -آلمان، بلغارستان، چین، رومانی، سوریه، کره شمالی، لهستان و ایران و ده‌ها کشور دیگر

جنگ‌ها

بیشتر جنگ‌های دنیا

تاریخچه تولید

طراح

میخائیل کلاشینکف

تاریخ طراحی

درزمان جنگ جهانی دوم توسط میخاییل تیمافییویچ کالاشنیکُف طراحی و پس از چند سال و چندین مرحله آزمایش و خطا و تغییر طراحی، توسط آکادمی تسلیحات شوروی تأیید شد و سپس در کارخانه ایژماش شهر ایژوسک واقع در جمهوری اودمورتیا به تولید انبوه رسید.

سازنده

ایژماش

قیمت واحد

akm 500$

تاریخ تولید

۱۹۴۷

تعداد ساخته شده

حدود صد میلیون واحد

مدل‌های مختلف

AK47, AK47 (SAR1، AK47S, AKM, AK74U, AK74, AK74S, AKS-74N, AK101, AK102, AK103, AK104, AK105, AK107, AK108, MODEL OF SSR-85B, NORINCO AK47, AKSN , AK-12

ویژگی‌ها

وزن

آکا-ام: ۳٬۱ ک‌گ

تایپ ۵۶: ۴٬۰۳ ک‌گ

طول

آکا-۴۷: ۸۸ سانتی‌متر (با قنداق چوبی)

سرنشینان

پوکه= ۳۹ میلی‌متر

نوع دسته

تپانچه ای چوبی یا پلیمری

تولید انبوه AK-47 از سال ۱۹۴۷ در اتحاد جماهیر شوروی آغاز شد و با توجه به سهولت استفاده و نگهداری، قدرت بالا، هزینه اندک تولید و دوام بالا به محبوب‌ترین اسلحه مابین اسلحه‌های تهاجمی در دنیا تبدیل شد. سلاح‌های AK-M (تولید شده در سال ۱۹۵۹ میلادی)، AK-74 با کالیبر پایین‌تر ۵٬۴۵ میلی‌متری (تولید در سال ۱۹۷۴ میلادی) و Type-56 مدل تولید چین AK-47 از مشهورترین انواع کالاشنیکف هستند. از زمان آغاز تولید این سلاح تاکنون بیش از ۲۰۰ میلیون قبضه کلاشنیکف در شوروی و کشورهای دیگر ساخته شده‌است. بنابر آمار، مسلسل کلاشنیکُف طی ۵۰ سال گذشته بیش از بقیه انواع مسلسل‌ها، چه در دست انقلابیون و چه توسط نیروهای نظامی و امنیتی، برای کشتار به‌کار رفته‌است. سازنده این اسلحه میخائیل کلاشینکف گفته که هر وقت می‌بینم اسلحه ای که برای دفاع از کشورم دست گروه‌های تروریستی است از خود می‌پرسم چه شد که این اتفاق افتاد؟[۲] از حدود ۵۰۰ میلیون تفنگ در جهان، در سال ۲۰۰۴، حدود ۱۰۰ میلیون آنها از خانوادهٔ کلاشنیکف بودند.[۳]

زندگی نامه شهید

نام: حمید

نام خانوادگی: حکمت پور

نام پدر: غلام محمد

تاریخ تولد: 1343/2/3

محل تولد: مشهد

تاریخ شهادت: 1366/2/26

محل شهادت: ماووت (ارتفاعات گولان در غرب كشور (عملیات کربلای 10))
مزار: ‌مشهد ـ بهشت رضا (ع)

مقطع تحصیلی: دبیرستانی

شغل: کارشناس حراست دانشگاه فردوسی

حضور در عملیات های:
رمضان، والفجر مقدماتى، والفجر 4، والفجر 5، خیبر، كربلاى 2، كربلاى 4، كربلاى5، كربلاى 8 و كربلاى 10
مجروحیت ها:
از ناحيه ران چپ در عمليات رمضان
    از ناحيه دست چپ در عملیات والفجر مقدماتى
    از ناحيه كتف راست در عملیات خيبر
مسئولیت:
فرمانده واحد اطلاعات لشكر 5 نصر

 

 

 

زندگی‌نامه


شهید حمید حکمت‏ پور در اردیبهشت ماه سال 1343 در خانواده‏اى مذهبى در شهر مشهد به دنیا آمد. پدرش غلام‌محمد، فرش‌فروش بود و مادرش سهری نام داشت. در شش سالگى همراه خانواده‏اش توفیق زیارت و تشرف به کربلاى معلا را یافت. وى پس از پشت سرگذاشتن دوران ابتدایى و راهنمایى در حالى که در سال اول دبیرستان تحصیل مى‌کرد براى اولین بار عازم جبهه گردید و پس از شرکت در عملیات رمضان از ناحیه ران چپ مورد اصابت ترکش قرار گرفت و در بیمارستان 17 شهریور بسترى شد. پس از بهبودى دوباره به جبهه رفت و در حمله والفجر مقدماتى از ناحیه دست چپ مجروح گردید. او مدتى به فعالیت‌هاى خود در پشت جبهه ادامه داد و در مسجد حمزه(ع) مسؤول بسیج پایگاه شد. در عملیات والفجر 4 و 5 مختصر جراحتى برداشت و درحمله خیبر از ناحیه کتف راست مجروح شد. وى در عملیاتهاى کربلاى 5،4،2 و 8 به طور کامل شرکت کرد و حدود 17 ماه قبل از شهادت از طرف بنیاد شهید انقلاب اسلامى به دانشگاه فردوسى مشهد معرفى و در حراست دانشگاه مشغول به کار شد.
 سرانجام در حمله کربلاى 10 در واحد اطلاعات و عملیات لشکر 5 نصر ، در ییست و ششم اردیبهشت 1366، با سمت فرمانده دسته بر اثر اصابت ترکش خمپاره به پهلو به شهادت رسید و مدت 45 روز جنازه ایشان، مفقود بود. مزار او در گلزار بهشت‌رضای مشهدمقدس واقع است.

 

وصیت‌نامه


«... بارالها! با تمام وجودم مى‏‌گویم که خمینى بر حق و در راه توست و تا آخرین قطره خون از او حمایت خواهم کرد که این راه حمایت از دین و مکتب است. بارالها! من براى کسب مقام و جاه به جبهه نیامده ‏ام، براى حفظ مکتب و دین آمده‏ ام و حاضرم خون ناقابلم را در این راه تقدیم کنم. خدایا! این بنده ناچیز را بپذیر و مرگم را شهادت در راه خودت قرار بده. خدایا ببخش گناهانى را که پرده عصمت مى‏ درد. چنانکه از من سؤال کنند کدام راه را دوست دارى، مطمئناً باقلبى آکنده از عشق خواهم گفت: »راه خمینى که تداوم بخش راه حسین سرور شهیدان مى‏ باشد، و در این راه تا نثار جان حاضرم، زیرا رضاى تو در این طریق است«.
 وصیّت مى‏کنم مرا در بهشت با صفاى رضا)ع( دفن کنید و در سنگ مزارم بنویسید سرباز امام زمان حمید حکمت پور. نمى‏ دانم خدا چه سرانجامى براى من مقدّر کرده است، ولى امیدوارم مرا در صف شهداى اسلام قرار دهد. پدرم و مادرم، برادرانم و خواهرانم شما را دوست دارم. امیدوارم بعد از شهادتم براى من گریه نکنید. همه براى سرور شهیدان حسین‏ بن ‏على)ع( و یاران باوفاى او گریه کنید. اى کاش دوست و فرزند خوبى در خانواده بودم. همه شما الحمداللَّه در خط اسلام هستید و باید باشید و خواهید بود. تا آخرین نفس یاران امام عزیز باشید، همچنانکه هستید.
 دوستان من، انقلاب ما خون مى‏ خواهد تا استوار و پیروز گردد. همچون انقلاب سرور شهیدان حسین‏ بن‏ على(ع) که هنوز خون آن شهیدان در حال جوشش است و الان همان تکرار شده، دین و مکتب در خطر نابودى قرار گرفته، باید با دادن خون آن را یارى و در دنیا پرچمش را به اهتزاز در آوریم. براى یارى دین و مکتب و امام عزیز، رهبر انقلاب اسلامى ایران باید قاطع‏تر و جدى ‏تر تصمیم بگیریم. من شما را دوست دارم و مى‏ خواهم در قبال این دوستى ادامه دهنده راهم و راه تمام شهیدان باشید.
 سخن با آنهایى که از تمام مسائل جنگ و اسلام بى‌‏نصیب هستند، این انقلاب حق است و با خون خیلى از یاران و فرزندان سلحشور این امت که برزمین ریخته شده آبیارى شده است. شما هم خود را هماهنگ انقلاب کنید تا از این فیض بى‏‌بهره نمانید.
 خداوندا! رشته افکارم را در کدامین سو بگسترانم، سخن از چه بگویم تا در چارچوب محدود فکرم بتوانم درک کنم، عظمت بى‏‌پایان تو را از چه بُعد بررسى کنم. هدف را، انقلاب را، انقلابى که در مدت زمان کوتاهى جهان را به لرزه در آورد، با چه زبانى بگویم فقط از کوتاهترین راه که مى‏ توان به معبود و خالق خود رسید مى‏ خواهم اتصال را برقرار کنم که آن جز شهادت در راه او نیست.»

خدايا! به حرمت فاطمه زهرا (عليها السلام)، به آبروي فاطمه و پدر فاطمه، فاطمه و شوهر فاطمه، فاطمه و يازده فرزندان فاطمه، مرگم را شهادت در راه خودت قرار بده و عمر طولاني به امام عزيز مرحمت بفرما.
والسلام

پسرتان حميد حكمت پور اسفند 1365

خاطرات

عاشق امام

عاشق و دلباخته امام خميني (ره) بود و مي‌گفت: خدايا از عمر امثال من كم بنما ولي عمر امام عزيز را روز به روز طولاني‌تر بگردان. می گفت: مي‌دانم جبهه به امثال من نياز دارد، چون از مسائل مختلف آگاهي لازم را دارم. تا آخرين قطره خونم از امام عزيز و راه او كه همانا راه سرور شهيدان حضرت ابا عبدالله است دفاع مي‌نمايم و چنانچه لايق باشم خون ناقابلم را در اين راه براي حفظ مكتب و امام عزيزم فدا خواهم كرد. من بسيجي‌ام و فقط براي رضای خدا و ياري دين در اين راه پاي مي‌گذارم.

راوی: پدر شهید

کمک به جبهه

اگر 10 هزار تومان داشت 9 هزار تومان آن را به فقيران و كساني كه محتاج بودند مي‌داد و مي‌گفت فعلاً هزار تومان برايم كافي است.
پس از 11 ماه حضور در جبهه و نبرد با متجاوزان، به مشهد ‌آمده بود. جهت دريافت حقوق به سپاه رفت. از مبلغ 22 هزار تومان كه به او دادند 2 هزار تومان را برداشت و مابقي را به جهت تقويت جبهه پرداخت نمود.

راوی: پدر شهید

فداکاری

در عمليات والفجر مقدماتي، بر اثر اصابت تركش خمپاره به دست چپ و پشتش مجروح مي‌شود. دست متلاشي شده‌‌اش را به گردن مي‌گيرد و پياده به راه مي‌افتد تا به پشت خط می رسد.. راه زيادي را مي‌رود و خون زيادي از بازو و پشتش مي‌ریزد به طوري كه  بي حال مي‌شود و روي زمين می افتد. در تاريكي شب يك نفر رزمنده كه گويا سيد هم بوده در حال عبور پايش به حميد مي‌خورد و او را مي‌بيند و تصميم مي‌گيرد او را به عقب برگرداند. در مسیر راه آمبولانسی نزدیک می شود و راننده اش آنها را مي‌بيند و به بيمارستان مي‌برد. دست چپ حميد را به علت زياد متلاشي شدن قطع مي‌كنند.
از بيمارستان شيراز تلفن مي‌زند و مي‌گويد مجروح شدم. به او گفتم من ديشب خواب ديدم كه دستت قطع شده است. آن موقع گفت دست چپم قطع شده.
به شيراز رفتم و در بيمارستان به دنبالش گشتم. پس از تحقيق زياد او را پيدا كردم و او را در حالي ديدم كه نشسته و با قاشق سوپ به دهان مجروح ديگري كه دو دست، چشمانش و يكي از پاهايش را از دست داده بود مي‌رساند.
با ديدن آن منظره از قطع شدن دست فرزندم يادم رفته بود و از گذشت و فداكاري حميد خيلي به خودم مي‌باليدم.

راوی: پدر شهید

صف شهدا

شب ها مدام با پروردگار خودش در راز و نياز بود. در منزل هيچ‌گاه روي تشكی كه مادرش براي خوابيدن او پهن مي‌كرد نمي‌خوابيد. پرسيم چرا روي تشك نمي‌خوابي؟ گفت: مي‌ترسم عادت كنم و چند شب ديگر كه داخل سنگر روي زمين مرطوب مي‌خوابم ناراحت شوم. گفتم: به اندازه كافي در جبهه حضور داشتي و يك دست خودت را هم براي اسلام داده‌اي، چنانچه سركارت حاضر شوي باز هم خدمت به اسلام كرده‌اي. گفت: اگر شما فقط يك مرتبه با من به جبهه بياييد و ببينيد كه اين صداميان چه جناياتي در مورد خانواده‌ها كرده‌اند. ديگر نخواهيد گفت به جبهه نرو ، خودتان هم به جبهه مي‌رويد. خداوند ما را در هر مكان و زمان يار و ياور است و آرزويم اين  است كه اگر خداوند صلاح بداند در صف شهدا قرار بگيرم.

راوی: پدر شهید

جواب سلام

شبي در خواب ديدم كه به حرم امام رضا (ع) مشرف شده‌ام و زيارت نامه مي‌خوانم. وقتي كه در زيارت وارث رسیدم به «السلام عليك يا انصار رسول الله»‌ دیدم فردي از ميان جمعیت بلند ‌شد و پاسخ سلام را داد. زياد دقت نکردم و مجدداً گفتم:‌ «السلام عليك يا انصار رسول الله». باز دیدم كه همان فرد جواب سلام را داد. دقت کردم و دیدم برادرم حميد است. به او گفتم: در ميان جمعيت خوب نيست شما  اين كار را می كنيد. گفت: شما سلام كرديد و ما هم جواب داديم، ديگر ناراحت شدن ندارد.

راوی: خواهر شهید

جبهه به من احتیاج دارد

وقتى مدیر واحد مربوطه به ایشان مى‏گوید: «شما به اندازه خودتان خدمت کرده ‏اید، دیگر لازم نیست به جبهه بروید«. ایشان نامه‏ اى مى ‏نویسد که: »جبهه به من احتیاج دارد باید بروم و این شغل نمى‏ تواند مانع من شود».
 سرانجام در حمله کربلاى 10 در واحد اظلاعات و عملیات لشکر 5 نصر ، هدف خمپاره دشمن قرار گرفت و به شهادت رسید و مدت 45 روز جنازه ایشان، مفقود بود.

راوی: دوست شهید

همت مردانه حمید

يك شب كه از عمليات كربلاي 5 برمي‌گشتيم، همه بچه‌هاي واحد اطلاعات با يكديگر بوديم. در وسط راهمان مي‌بايست مقداري از راه را با شنا از آب عبور مي‌كرديم. با گذشتن از آب، بعد از ساعتي به قرارگاه رسيديم. وقتي بررسي كردم ديدم از حميد اثري نيست. از دوستان سئوال كردم گفتند: با ما بود. خلاصه حميد پس از سه ساعت تأخير آمد. گفتم: ما را نگران كردي، كجا بودي؟ گفت: از آب كه مي‌گذشتيد هيچ چيزي نديديد؟ گفتم: نه،‌ چطور؟ گفت: وقتي شناكنان مي‌گذشتيم ديدم جنازه چند نفر از برادران شهيدمان روي آب هستند. به محض اينكه از آب بيرون آمدم طنابي تهيه كردم و به يك نخل خرما بستم و سر طناب را قلاب زدم و وارد آب شدم. قلاب را به پاي اجساد شهدا مي‌بستم و از آب خارج مي‌شدم و آنها را از آب بيرون می كشيدم.
كنار آب رفتيم و ديدم حدود هجده تا جنازه شهيد را از آب بيرون كشيده بود. باعث حيرتمان شده بود، چگونه با یک دست این کار را انجام داده بود. هيچ نبود مگر ايمان و اراده قوي حميد.
اگر كسي در خط مقدم جبهه و در نزديكي دشمن شهيد مي‌شد حميد با اراده قوي شبانه مي‌رفت و پیکر مطهر شهید را مي‌آورد. بارها و بارها جنازه شهدايمان را از بین صخره‌هاي غرب و يا در هواي گرم جنوب به پايگاه آورده بود.

راوی: موسوی (فرمانده واحد اطلاعات عملیات لشکر پنج نصر)

دستغیب!

حمید حکمت پور در لشکر معروف بود به دستغیب. زیرا یک دست او تقریبا ار شانه قطع شده بود. او نسبت به بقیه از بالا شهری ها بود و خب روحیات خاص خود را داشت مثلا به مسایل بهداشتی حساس تر بود و همیشه به کسانی که بهداشت را کمتر رعایت می کردند مجبور به تذکر می شد. من فکر می کردم این حمید که تکلیف خود را انجام داده و دستش را هم داده برای چه آمده دوباره جبهه؛ او که حتی ممکن است در ابتدایی ترین نیازها خویش مشکل داشته باشد. گاهی فکر می کردم این حمید کمی هم مغرور است چرا که  نسبت به بعضی از کار های ما حساس هم بود.
یادم رفت بگم چگونه او با یک دست کارهایش را انجام می داد. در خیلی از کارهایش از دهان و دندان بعنوان آن دست قطع شده استفاده می کرد مثلا همیشه گلنگدن اسلحه کلت را با دهان می کشید و اسلحه را مسلح می کرد. که واقعا کاری مشکل است ولی او این کار را با مهارت خاصی انحام می داد.

راوی: دکتر سید احمد محدث

بعضی‌ها رعایت نمی کنند!

 در آن زمان بچه ها آموزش غواصی می دیدند و چون هوا سرد بود گاهی بعضی ها نمی توانستند خود را نگهدارند. یک شب که کسی در موقعیت نبود رفتم حمام ؛ حمید را دیدم که داشت حمام را تمیز می کرد و اتفاقا من که رسیدم آنجا یکی از دوشها در اوج کثیفی بود که از دستشویی ها هم بدتر بود حمید داشت آنجا را تمیز می کرد . باورم نمی شد حمید که الان یکی از فرماندهان ومسئول آنجا بود و از منظر من مغرور، اینچنین داشت آنجا را پاک می کرد. من را که دید، خیلی خونسرد فقط گفت: نمی دانم چرا بعضی ها رعایت نمی کنند. و خیلی عادی با موضوع برخورد کرد که یعنی کاری که من می کنم عادی است.

راوی: دکتر سید احمد محدث

حرفی نباشد!

 در یکی از شب های عملیات کربلای 5 من مامور شدم که یک نفربر را که داخل آن گروه امداد بودند را به صحنه درگیری ببرم. داخل نفربر شدم نیروهای امداد تا من را دیدند شروع کردند به اعتراض که آقا یکبار ما رفتیم جلو پیدا نکردیم اگر شما هم بلد نیستی ما را نبر. با این حرف ها من اعتماد به نفسم را از دست دادم و از نفربر خارج شدم که حمید را دیدم گفت چی شد؟ ماجرا را که تعریف کردم با من به داخل نفربر آمد و تا خواستند نیروها حرفی بزند  با جدیت مدیریتی گفت حرفی نباشد و به راننده گفت حرکت کن. وبه من یاد داد در آن زمان نباید با اعتراض آنها اعتماد به نفسم را از دست بدهم.

راوی: دکتر سید احمد محدث

در خطر نابودی هستید!

بعد از عمليات كربلاي 5 كه به خانه برگشته بود، ديدم خيلي شاد و خندان است. گفتم جريان چيست؟ گفت: در اين عمليات تلافي 5 سال تجاور صداميان كافر را در آورديم. در ادامه گفت: پس از پيروزي در عمليات،  شبي در كنار درياچه ماهي در وسط نخلستان‌ها خوابيده بودم. در عالم خواب آقاي بزرگواري را ديدم كه فرمودند: حميد مواظب باش، شما درخطر نابودي هستيد. از خواب پريدم و با دوربين مادون قرمز از روي دكلي كه 60 متر ارتفاع داشت و آن را از  عراقي‌ها گرفته بوديم بالا رفتم. با دوربين اطراف را بررسي مي‌كردم و ناگهان متوجه شدم از يك طرف عراقي ها براي پاتك زدن به صورت سينه خيز به طرف ما مي‌آيند. فوراً پايين آمدم و فرمانده را بيداركردم و با هم مشورت كرديم و به اين نتيجه رسيديم كه بصورت مثلثي نيروها را آرايش دهيم، كليه برادران در وضع مثلثي كه ضلع تحتاني آن باز بود به حالت آماده قرار گرفتند و من روي دكل با دوربين و بلند گو قرار گرفتم.
پس از ورود عراقي‌ها به داخل مثلث، ضلع تحتاني آن را بستيم. با گفتن تكبير من در بلندگو، شروع به تير اندازي كرديم و همه عراقي ها را كشتيم و بدين طريق با راهنمايي حضرت مهدي (عج) و ياري پروردگار، از يك تله خطرناك كه براي ما چيده بودند نجات يافتيم.

راوی: پدر شهید

بارها استعفا داده بود!

انقلاب اسلامی روزهای سخت و مشکلی را در پیش رو داشت، سال 58 بود که ملّت غیور ایران برای شرکت در انتخابات اولین دوره مجلس آماده می شدند. احزاب و گروه ها کاندیداهای خود را با تبلیغات وسیع به مردم معرفی می نمودند. جامعه روحانیت، گروه های مختلف مثل منافقین و ... هر کدام از طریق پوستر، سخنرانی و ... تبلیغ می کردند. حقیر نیز تبلیغات جامعه روحانیت مبارز را عهده دار بودم و از طریق مسجد محل با برادران همکاری می نمودم. مدتی بود که در منطقه فعالیت های تبلیغاتی ما، متوجه پاره شدن پوسترها و نصب پوسترهای جدید و کاندیداهای سازمان منافقین بودیم و هر چه تلاش می کردیم که فرد خاطی یا افرادی که اقدام به این کار کرده بودند را بیابیم موفق نمی شدیم. شب و روز حتی در نیمه های شب با گشت زنی و تلاش های پیگیر در منطقه نیز موفق به دستگیری آن ها نشدیم، اما فعالیت های تبلیغی آنها ادامه داشت، بدون اینکه کسی متوجه بشود چه گروهی در حوزه فعالیت های پایگاه مسجد محله ما به نفع منافقین تبلیغ نموده و شعارنویسی و نصب پوستر می کند. روزها می گذشت و هر چه به انتخابات نزدیکتر می شدیم تبلیغات بیشتر می شد تا اینکه در نیمه های یکی از شبه ای روشن و پر ستاره خداوند، این رادمرد را دیدم که ....
در ابتدا باورم نمی شد، جوانی از خانواده مذهبی، متعهد، اهل نماز، و همه فرایض دینی و مذهبی بود. خود را به او رسانده و کمی در مورد این کار او و تبعات چنین تبلیغاتی در نظام مقدس اسلامی برایش شرح دادم و اینکه با این عمل خدای ناکرده اصالت و قدامت خانواده اش زیر سؤال می رود و ... بعد از مدتی نصیحت بدون اینکه پاسخی بدهد در تاریکی شب به منزل بازگشت.
حقیر نیز بدون اینکه مطلب آن شب برای کسی بازگو کنم به پایگاه بازگشتم. روزها می گذشت و انقلاب اسلامی ایران با پشت سر نهادن همه مشکلاتش بحمداللّه جلو می رفت. با شروع جنگ تحمیلی بعضاً او را از دور می دیدم و تنها با یک سلام و احوالپرسی کوتاه از کنار یکدیگر می گذشتیم تا اینکه متوجّه شدم که خانواده اش از محله ما نقل مکان نموده اند. چند سالی از جنگ تحمیلی گذشت تا اینکه خداوند مقدر نمود و توفیق حاصل گشت تا به منطقه جنگی اعزام شوم. در یکی از روزهای بارانی زمستانی سال 65 در جاده اهواز جلوی پادگان شهید برونسی در انتظار وسیله ای بودم که خود را به شهر برسانم. تا مدتی از وسیله خبری نبود و حقیر همچنان در هوای شرجی و بارانی آن منطقه انتظار می کشیدم که ناگهان دیدم شخصی از پایین جاده به بالا می آید. با خود گفتم: احتمالاً از برادران رزمنده می باشد و قصد رفتن به اهواز را دارد. آمد و کنارم ایستاد و سلام کرد. صورتم را برگرداندم و چهره غبار گرفته و سیه چرده حمید را با محاسنی کوتاه که اورکتی هم بر روی دوشش انداخته بود، دیدم. بعد از سالها دوری و ندیدنش، جواب سلامش را دادم و با همدیگر روبوسی کردیم. من از دیدار او در آن منطقه با آن وضع ظاهری خاص رزمندگان اسلام متعجب شدم. کمی که دقت کردم دیدم که یکی از دستانش قطع شده است. حال عجیبی در من پیدا شد. یکدفعه متوجه خودروی سپاه شدم که در جلوی ما ایستاده بود. هیچگونه حرفی نمی زد، تا اهواز با او صحبت کردم و فقط فهمیدم که در اطلاعات و عملیات لشکر 5 نصر از شاخصین است. در پادگان 92 از یکدیگر خداحافظی کردیم و سپس به او گفتم: حمید تو دین خود را ادا کردی چرا به مشهد برنمی گردی؟ تنها نگاهم کرد و لبخندی زد و هیچ نگفت و رفت و من هم به مقر خود در پادگان برگشتم امّا او را نشناختم و درک نکردم. تنها به این فکر بودم که چطور شد که او در سال 58 و 59 چنین بود و حالا ...
بدون توجه به این تحول عظیم به سادگی از کنارش گذشتم و نفهمیدم چه کسی را دیدم تا او را درک کنم. پس از مدتی خدمتم در منطقه تمام شده و به مشهد و محل کارم برگشتم تا اینکه سه ماه بعد در محل خدمتم در بنیاد شهید بر حسب اتفاق مسئولیتی که دارم تعدادی از پرونده های شهداء را بررسی می کردم که ناگهان چشمم به عکس حمید افتاد. آری، شهید حمید حکمت پور، شهادت 26 /2 /66 در غرب کشور، عملیات کربلای 10 بر اثر ترکش به تمام بدن. آری، حمید از ابتدا جنگ در جبهه ها بوده با اینکه مدتی در دانشگاه مشهد بعنوان کارمند پذیرش شده بود لکن بخاطر حضور در منطقه بارها استعفا داده بود. عجب تحول و دگرگونی در وجود او هویدا شد که به این افتخار ابدی نائل گردید.

راوی: حسین کریمی

اورکت

روزی که از سوریه برگشته بودیم ، یک اورکت برای حمید آورده بودیم، پس از شهادت ایشان، یکی از برادران، اورکتی را به منزل آورد و گفت: شهید حمید این این اورکت را به من داده بود تا بپوشم. ظاهرا حمید اورکت خودشان را به یکی از برادران مسجد حمزه که گویا اورکت نداشت داده بود.

راوی: کبری ضروری

شناسایی

پنج نفر بوديم که جهت شناسايي مراكز دشمن رفتيم. پس از چند ساعت راهپيمايي به محوطه‌اي ميان ده سنگر عراقي‌ها رسيديم. با مشاهده موقعيت گفتم: اگر وارد عمليات شويم كشته يا اسير مي‌شويم. فوراً دستور عقب نشيني را دادم. ما در حدود پانصد متري سنگر‌ها  توقف كرديم. حميد نارنجك‌هاي همه را گرفت و به تنهايي وارد عمل شد. همه ده سنگر را با افراد داخلش منهدم كرد و سالم برگشت.

راوی: از برادران اطلاعات عملیات لشکر پنج نصر

جنازه

زمانيكه خبر شهادتش را شنيديم، كليه برادران واحد اطلاعات عمليات لشكر 5 نصر در غم و اندوه فراواني فرو رفتيم. به مشهد رفتم تا به خانواده‌اش عرض تسليت بگويم. متوجه شدم جنازه‌اش به مشهد نرسيده و پدرش به فرمانده لشكر 5 نصر مراجعه كرده است تا جنازه پسرش را پيدا كنند. فوراً به منطقه برگشتم و پس از خواندن نماز و گريه و زاري از خدا جهت پيدا كردن جنازه حميد استمداد طلبيدم. خوابيدم و در عالم خواب حميد را ديدم كه مرا به محل جنازه‌اش با دادن نشاني هدايت نمود. از خواب پريدم و شبانه با دوستان به همان محل رفتم و جنازه حميد را پيدا كردم و آن را با نام و ‌آدرس تحويل معراج باختران دادم.
روز بعد پدر حميد را در پايگاه ديدم و خبر پيدا شدن جنازه فرزندش را به ايشان دادم. پدر حميد گفت: مادر حميد من را به منطقه فرستاده، تا اگر جنازه فرزندش پيدا نشد به سنگرش بروم و مقداري از آن را برايش ببرم.

راوی: موسوی (فرمانده واحد اطلاعات عملیات لشکر پنج نصر)

اجازه

در عالم خواب ديدم كه برای زيارت به كربلاي معلي رفته‌ام و مأمورين بعثي از ورودمان به صحن حرم جلوگيري مي‌كنند و نمي‌گذارند وارد شويم. در همين هنگام شهيد حكمت پور را ديدم كه علت عدم ورود ما را به حرم پرسيد. گفتم: بعثي‌ها مانع مي‌شوند و اجازه ورود به ما نمي‌دهند. ايشان دستم را گرفتند و با خودشان به داخل حرم بردند و در آنجا زيارت نامه مفصلي را خوانده و از فيض زيارت مولا بهره‌مند گرديديم.

فرماندهان دفاع مقدس

جایگاهدرجهنامنگارهدوران تصدینشان‌های افتخار
آغاز تصدیپایان تصدی

فرماندهی عالی

فرمانده کل نیروهای مسلحن/مسید ابوالحسن بنی‌صدرAbolhassan Banisadr sign.jpgآغاز جنگ۲۰ خرداد ۱۳۶۰ن/م
ن/مسید روح‌الله خمینیRuhollah Khomeinii.jpg۲۰ خرداد ۱۳۶۰پایان جنگن/م
جانشین فرمانده کل[ب]ن/ماکبر هاشمی رفسنجانیAkbar Hashemi Rafsanjani during a press conference, 1987.jpg۱۲ خرداد ۱۳۶۷[۲۲]پایان جنگنشان فتح (درجه ۱)
معاون جانشین فرمانده کلن/محسن روحانیHassan Rouhani in Saadabad.jpgخرداد ۱۳۶۷[۲۳]پایان جنگنشان فتح (درجه ۲) نشان نصر (درجه ۱)

قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا

فرماندهن/مسید علی خامنه‌ای ۱۳۶۲[۲۴]بهمن ۱۳۶۲ن/م
ن/ماکبر هاشمی رفسنجانیAkbar Hashemi Rafsanjani during a press conference, 1987.jpgبهمن ۱۳۶۲[۲۵]پایان جنگبالاتر گفته شد
معاون فرماندهن/محسن روحانیHassan Rouhani in Saadabad.jpg۱۳۶۲[۲۶]پایان جنگبالاتر گفته شد
رئیس ستاد مرکزیسرهنگسید علی‌اکبر موسوی قویدلIran politic personality icon.svg۱۳۶۲[۲۷]۱۳۶۴نشان فتح (درجه ۲)
ن/محسن روحانیHassan Rouhani in Saadabad.jpg۱۳۶۴[۲۸]اسفند ۱۳۶۶[۲۹]بالاتر گفته شد
ن/ممیرحسین موسویMir-Hossein Mousavi in 1981.jpgاسفند ۱۳۶۶پایان جنگ[۳۰]ن/م
رئیس ستاد پدافند کل[پ]ن/محسن روحانیHassan Rouhani in Saadabad.jpg۱۳۶۴[۳۲]پایان جنگبالاتر گفته شد

ستاد فرماندهی کل قوا

رئیس ستادن/ممیرحسین موسویMir-Hossein Mousavi in 1981.jpgخرداد ۱۳۶۷[۳۳]پایان جنگن/م
جانشین رئیس ستادن/مسید حسن فیروزآبادیHassan Firouzabadi 2019.jpgخرداد ۱۳۶۷[۳۴]پایان جنگنشان فتح (درجه ۳) نشان نصر (درجه ۱)
معاون اطلاعات و عملیاتن/م[ت]علی شمخانیAli Shamkhani by Tasnim 01 (cropped).jpgخرداد ۱۳۶۷[۳۵]پایان جنگنشان فتح (درجه ۱) نشان فتح (درجه ۲) نشان فتح (درجه ۲)

ارتش جمهوری اسلامی ایران

رئیس ستاد مشترکسرتیپولی‌الله فلاحیجانشین رئیس ستاد مشترکFalahe1.jpgآغاز جنگ۷ مهر ۱۳۶۰[۳۶]نشان نصر (درجه ۱)
سرتیپقاسمعلی ظهیرنژادZahei nejad.jpg۹ مهر ۱۳۶۰۳ آبان ۱۳۶۳[۳۷]نشان نصر (درجه ۱)
سرهنگاسماعیل سهرابیIran politic personality icon.svg۳ آبان ۱۳۶۳[۳۸]۱۳ اردیبهشت ۱۳۶۷ن/م
سرتیپعلی شهبازیIran politic personality icon.svg۱۳ اردیبهشت ۱۳۶۷پایان جنگنشان نصر (درجه ۱)
فرمانده نیروی زمینیسرتیپقاسمعلی ظهیرنژادZahei nejad.jpgآغاز جنگ۹ مهر ۱۳۶۰[۳۹]بالاتر گفته شد
سرهنگعلی صیاد شیرازیAli Sayad Shirazi.jpg۹ مهر ۱۳۶۰[۴۰]۱۱ مرداد ۱۳۶۵نشان فتح (درجه ۱) نشان فتح (درجه ۱)
سرهنگحسین حسنی سعدیIran politic personality icon.svg۱۱ مرداد ۱۳۶۵پایان جنگنشان فتح (درجه ۲)
فرمانده نیروی هواییسرهنگجواد فکوریMajor General Fakori 2.JPGآغاز جنگ۲۱ شهریور ۱۳۶۰ن/م
سرهنگمحمدحسین معین‌پورMoinpour.jpg۲۱ شهریور ۱۳۶۰۴ آذر ۱۳۶۲[۴۱]ن/م
سرهنگهوشنگ صدیقIran politic personality icon.svg۴ آذر ۱۳۶۲[۴۲]۱۰ بهمن ۱۳۶۵ن/م
سرهنگمنصور ستاریمنصور ستاري.jpg۱۰ بهمن ۱۳۶۵پایان جنگنشان فتح (درجه ۲)
فرمانده نیروی دریاییناخدا یکمبهرام افضلیناخدا افضلی.pngآغاز جنگ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۲[۴۳]ن/م
ناخدا یکماسفندیار حسینیIran politic personality icon.svg۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۲۶ تیر ۱۳۶۴[۴۴]ن/م
ناخدا یکممحمدحسین ملک‌زادگانIran politic personality icon.svg۶ تیر ۱۳۶۴پایان جنگ[۴۵]ن/م

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

فرمانده کلن/ممرتضی رضاییIran politic personality icon.svgآغاز جنگ۲۰ شهریور ۱۳۶۰ن/م
ن/ممحسن رضاییMohsen Rezaee 2017.jpg۲۰ شهریور ۱۳۶۰[۴۶]پایان جنگ[۴۷]نشان فتح (درجه ۱) نشان فتح (درجه ۱) نشان فتح (درجه ۱)
جانشین فرمانده کلسرهنگ دومیوسف کلاهدوزYousef Kolahdouz 2.jpgآغاز جنگ۷ مهر ۱۳۶۰ن/م
ن/معلی شمخانیAli Shamkhani by Tasnim 01 (cropped).jpgمهر ۱۳۶۰پایان جنگبالاتر گفته شد
رئیس ستاد کلن/معلیرضا افشارIran politic personality icon.svgآبان ۱۳۶۳[۴۸]۱۳۶۶[۴۹]نشان نصر (درجه ۱)
ن/ممحمد فروزندهIran politic personality icon.svg۱۳۶۶[۵۰]پایان جنگن/م
فرمانده نیروی زمینین/مسید یحیی صفویIran politic personality icon.svgشهریور ۱۳۶۴[۵۱]اردیبهشت ۱۳۶۵نشان فتح (درجه ۲)
ن/معلی شمخانیAli Shamkhani by Tasnim 01 (cropped).jpgاردیبهشت ۱۳۶۵[۵۲]پایان جنگبالاتر گفته شد
فرمانده نیروی هوایین/مموسی رفانIran politic personality icon.svgاردیبهشت ۱۳۶۵[۵۳]پایان جنگن/م
فرمانده نیروی دریایین/محسین علاییIran politic personality icon.svgشهریور ۱۳۶۵[۵۴]پایان جنگ